زين الدين محمود واصفى

44

بدايع الوقايع ( فارسى )

پشت چاكر ديزه گشت اندر نديدم يار را * اى بنائى بين كه شايد مفتيان اندر بود « 1 » و له ايضا « 2 » مىكند خارى مرا از بس‌كه كونش بر درم * تا بكى خارى كند مىمانم مى بر درم « * » و له ايضا « 3 » دوش چرخ اندر مه نو ابرويت يك جام نشد * كاك نان و شيرينت را ديد و حلوا خام شد « * * » . . . « 4 »

--> ( 1 ) - به همين‌جا اين فصل در نسخ C و B 2 پايان مىگيرد . بقيهء مطالب در A در هردو قسمت صفحهء b 12 بطور ناقص تكرار مىشود ، چنان كه در آخر متن فقط نه بيت باقى مىماند . در اين صورت حاشيهء آخر صفحهء B 20 متن خطى C به خط زالمان « feIt ein BIatt » صحيح نمىباشد . ( 2 ) - فقط T و T 2 . ( 3 ) - فقط T و T 2 ( 4 ) - در ترجمهء ازبكى فقط بيت اول اضافه شده و سپس اين كلمات اضافه شده : « و بو نوع هزيانات و مهملات سوزلاردين اوقوب اول ايكى سمرقندى نى مخاطب قيلور ايرديم مجلس اهلى هم منكا اشارت قيليب اول بيادب لارغه تنبه بولغاى ديب سوزمكا رواج بيرور ايرديلار تا اول غايتغه چه كيم آلارتوبه قيلديلار » . نيز رجوع به مقدمه شود . ( * ) س 5 : كذا ، شايد : مىمانم و مى بردرم ( * * ) س 9 : « نشد » ؟